اين هم شعري كه شوشو تو كامنتهاي پست قبل برام گذاشته،فقط آدرس كتابفروشي رو بهم نداده:

پندي از لينپو _ خردمندي كه شناخته نشده:

نگهداشتن و فراموش نکردن خاطرات بد اونم وقتی نزدیک آهنگرا و كوره هاشون باشی درست مثل گذاشتن ذغال نیمه خاکسترشون تو قلب میمونه.

وقتی توفان دوباره شروع بشه بدجوری قلب آدمو آتیش میزنه.

يا اينكار نكن

 و يا اگه نميتوني٬ برو جايي دورتر كه كتابفروشها بساط كردن.