شيفتهاي كاري من
شيفت دوم: كار نسبتا پر حجم سر كار كه بايد تا ساعت ۴ جمعش كنم برم خونه. قابل توجه كه به دليل پاسخگويي به متقاضي و تلفن و......اكثر همكارها تازه بعد از ساعت ۴ كارشون رو شروع مي كنند.
شيفت سوم:انجام تكاليف متعدد با ارغوان كه از ساعت ۵ شروع مي شه تقريبا تا ساعت ۸. تازه دو روز در هفته هم بايد در اين بين ببرمش كلاس زبان.حساب كنين كار كردن با يه بچه ۶ ساله كه ۶:۲۵ از خونه رفته بيرون تا ساعت ۳ اومده خونه مادربزرگ و تا ساعت ۵ هم انواع ورجه وورجه ها رو كرده چه حالي مي ده.
شيفت چهارم:آماده كردن شام كه موازي با شيفت سوم انجام مي شه. در اين بين شوشو هم رسيده خونه و داره فيوريت هاش رو انجام مي ده كه اكثرا ولو شدن و چرت زدنه و در مواقع خاصي مثل روزهاي اخير اموري در رابطه با جعبه ابزارش. از حق نبايد گذشت كه كارهاي جالبي تو اين مدت كرده مثل طبقه بندي كمدها با طراحي خودش و............البته توي اين كارها زمان نقشي نداره پس استرسي هم نيست.
شيفت پنجم: غذا دادن به شوشو و ارغوان و جمع كردن آشپز خانه و اگر درسي باقي مونده باشه به صورت موازي ..............
شيفت ششم:فرستادن دختري واسه خواب و آماده كردن كيفش. توي اين مدت شوشو معمولا فيوريت هاش رو ادامه مي ده.
و.............................
شايد باورتون نشه كه تو اين مدت مدرسه رفتن دختري كه كلاس اوله، يكبار شوشو نخواسته در جريان درساش قرار بگيره و تازه به من هم مي گه ولش كن.
پريشب به ارغوان مي گم برو دفترتو بيار براي بابا بخون، خودمم نشستم ، وسط كار مي بينم خوابه.
ديروز دارم در مورد زياد بودن مسئوليتهام(همين موارد بالا) كه همش با استرس همراهه براش مي گم. يه خورده گوش مي ده و بعدش خوابه...........................................
من نازمنگولا 34سالمه ،فوق ليسانس يه رشته مهندسيم و توي يه شركت دولتي كار مي كنم.