اين هم شعري كه شوشو تو كامنتهاي پست قبل برام گذاشته،فقط آدرس كتابفروشي رو بهم نداده:
پندي از لينپو _ خردمندي كه شناخته نشده:
نگهداشتن و فراموش نکردن خاطرات بد اونم وقتی نزدیک آهنگرا و كوره هاشون باشی درست مثل گذاشتن ذغال نیمه خاکسترشون تو قلب میمونه.
وقتی توفان دوباره شروع بشه بدجوری قلب آدمو آتیش میزنه.
يا اينكار نكن
و يا اگه نميتوني٬ برو جايي دورتر كه كتابفروشها بساط كردن.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 13:18 توسط نازمنگولا
|
من نازمنگولا 34سالمه ،فوق ليسانس يه رشته مهندسيم و توي يه شركت دولتي كار مي كنم.